مرتضى مطهرى
77
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
توجيهى ديگر براى سخن شيخ مطلب سومى كه مرحوم آخوند در اينجا ذكر مىكند باز جنبهء احكام و توجيه دارد . ظاهر عبارت شيخ كه حركت قطعى در خارج وجود ندارد و فقط در ذهن وجود دارد چيزى نيست كه براى مثل شيخ بشود توجيه كرد كه شيخ واقعاً منكر وجود حركت قطعيه است . شايد شيخ كه حركت قطعى را در خارج انكار مىكند مرادش نوعى وجود خاص است نه نوع وجودى كه ما براى حركت قطعيه قائل هستيم . اوايلى كه بحث حركت توسطى و قطعى را طرح كرديم ، عرض كرديم كه اگر يك امر زمانى بخواهد وجود پيدا كند براى آن چند جور وجود مىشود فرض كرد . يكى اينكه در « آن » حادث شود و در زمان استمرار داشته باشد ، آنطور كه اين آقايان در باب حركت توسطى قائلند . نحوهء دوم وجود امر زمانى اين است كه شىء تدريجاً در زمان حادث شود و در زمان هم باقى بماند يعنى تدريجى الحدوث باشد ولى مستمرالبقاء . گفتيم اين نحوه از وجود در مقام مثال مانند خطى است كه انسان با رأس مداد ايجاد مىكند كه حدوث خط ، تدريجى است ولى آنچه كه حادث مىشود در زمان باقى مىماند . اين طور نيست كه از يك طرف حادث و از طرف ديگر معدوم شود . همچنين وقتى كه ما يك شىء را كه حركت مىكند تماشا مىكنيم ، در ذهن ما حركت تدريجاً رسم مىشود ولى آنچه كه رسم مىشود ، در ذهن ما به صورت يك امر ممتد باقى مىماند . نحوهء سوم وجود امر زمانى اين است كه شىء تدريجاً حادث شود و تدريجاً هم فانى شود ، يعنى حدوث و فنا و وجود و عدمش به نحوى توأم با يكديگر باشد ، كه گفتيم حركت قطعيه چنين چيزى است ، يعنى تدريجاً حادث مىشود و تدريجاً هم فانى مىشود . هر جزئى از حركت ، در جزئى از زمان وجود دارد و در جزء بعد وجود ندارد . همينطور كه زمان دائماً وجود پيدا مىكند و معدوم مىشود و يك لحظه بقا ندارد و حدوثش عين فناى آن است و تدريجاً حادث مىشود ، اين امر زمانى هم كه نامش حركت است تدريجاً حادث مىشود و با فناى زمان هم فانى مىشود . گفتيم حركت قطعيه حدوث تدريجى و فناى تدريجى دارد و نگفتيم حدوث تدريجى دارد ولى مستمرالبقاء است . شايد شيخ كه گفته است حركت قطعيه در خارج وجود ندارد ، مقصودش اين نحوهء از وجود بوده است ؛ يعنى خواسته حركت